ای سمت نوکریت شرف و عزّت و فخر همه
ای به تمنّای غمت به دل اهل ولا زمزمه
ذاکر و مدّاح تو ام نظری ای پسر فاطمه
گر چه تو را ذاکر ناقابلم نوکریت داده صفا بردلم
ای پدر و مادرمن به فدای لب عطشان تو2
نیزه و شمشیر و سنان کفن پیکرعرییان تو
بر سر نی جلوه کنان سر همچون مه تابان تو
مرا مران2 از درت به پهلوی شکسته مادرت
عالی .بسیار عالی
فوق العاده عجب صدایی دارن
سلام.ممنون